
"وَ إِن یَكَادُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَیُزْلِقُونَكَ
بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَیَقُولُونَ
إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِینَ"
پخش ویدئوها از مراسمات هیئت با نوای گرم کربلایی مسعود پور جلالی و اعلام برنامه ها از مراسمات مختلف هیئت مذهبی علمدار کرمان
ارسال مطالبی از علمدار کربلا حضرت ابوالفضل ع , ایین عزاداری های استان کرمان دیار کریمان , سیاسی اجتماعی
هیئت علمدار کرمان
پنجشنبه شبها ساعت 20:30
کرمان سه راه شمال جنوبی
سامانه پیام کوتاه هیئت علمدار کرمان
30006410000001
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Warning: include(../public/links/tools.php) [function.include]: failed to open stream: No such file or directory in /home/tools/public_html/pagerank/religious/getcode.php on line 43
Warning: include(../public/links/tools.php) [function.include]: failed to open stream: No such file or directory in /home/tools/public_html/pagerank/religious/getcode.php on line 43
Warning: include() [function.include]: Failed opening '../public/links/tools.php' for inclusion (include_path='.:/usr/lib/php:/usr/local/lib/php') in /home/tools/public_html/pagerank/religious/getcode.php on line 43
کد نمایشگر رتبه سایت در گوگلرتبه سنج مذهبی گوگل
سامانه پیام کوتاه هیئت علمدار کرمان
30006410000001

بسم رب الحسین
هئیت مذهبی علمدار طی مراسم هفتگی زیارت عاشورا ، سخنرانی ، بزم روضه و سینه زنی برگزار می نماید:
سخنران : استاد چناریان
مداح : کربلایی مسعود پور جلالی
زمان : پنجشنبه شب ها راس ساعت 8:30 شب
میعادگاه : کرمان سه راه شمال جنوبی
سایت رسمی مداح اهلبیت (ع) کربلایی مسعود پورجلالی (دانلود مداحی)
امام على علیه السلام: کافر و زنازاده مرا دوست ندارند.
پیامبر اعظم(ٌص): اى على! هر که مرا و تو را و امامان از نسل تو را دوست دارد پس خدا را برحلال زادگى خود سپاس گوید؛ زیرا ما را دوست ندارد، مگر حلال زاده و ما را دشمن ندارد، مگر حرام زاده.
در روزهای گذشته یک خواننده رپ ایرانی که در خارج از کشور به سر می برد با خواندن ترانه ای به سه امام شیعیان (امام رضا (ع)، امام علی النقی (ع) و امام زمان (عج)) اهانت ها بی سابقه ای نموده است. این خواننده مورد تشویق BBC و برخی حامیان فتنه ۸۸ قرار گرفته است .
این ملعون ترانه های زیادی را که شامل متن های شیطان پرستی است با عبارات زشت و سخیف در آلبوم های خود منتشر کرده است. اما بالاخره پس از توهین های اخیر و درخواست جمعی از فعالان مذهبی از مراجع حکم ارتداد وی صادر گردید.
متن نامه درخواست از مراجع
بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و انا الیه راجعون
محضر مبارک مراجع معزز تقلید و آیات عظام (حفظهم الله تعالی)
سلام علیکم
این صدای «هل من ناصر ینصرنی» سیدالشهدا(ع) است که هنوز یاری می طلبد و این ندای مهدی فاطمه(عج) است که «هل من معین یعینی» سر می دهد واین ناله ی زینب کبری(س) است که «هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله» شیون می کند.
با عرض تسلیت به پیشگاه مقدس حضرت ولیّ عصر(عج)؛ اخیرا در فضای مجازی و شبکه های اینترنتی، هجمه هایی وسیع علیه حضرت امام علی النقی (ع)، صاحب گنجینه ناب اعتقادات شیعه زیارت مقدس جامعه کبیره، از سوی دشمنان دین و اهل بیت (ع) شده است.
متاسفانه این وضعیت شوم به اینجا ختم نشده تا خواننده ای شیطانی و هتاک، به نام شاهین نجفی، ترانه ای دوزخی منتشر کرده و در آن به هتک حرمت ساحت مقدس امام علی النقی(ع) و امام زمان(عج) پرداخته است. پس از آن با احتمال صدور حکم ارتداد وی توسط آیات عظام، رسانه ها و گروههای مختلف ضد دین برای حمایت از وی اعلام موضع کرده اند و به پشتیبانی وی پرداخته اند.
امضا کنندگان این نامه استدعا دارند حکم ارتداد وی توسط مراجع معظم تقلید شیعیان وآیات عظام بررسی گردد؛ تا باشد مرهمی بر قلب مجروح امام زمان(عج) قرارگیرد.
والعاقبه للمتقین
به دنبال جسارت شاهین نجفی، در ترانه ای به اسم “نقی”، به امام هادی (ع) حکم ارتداد او توسط آیت الله صافی صادر شد.
چندی پیش نیز سایت این ملعون فتح شد و این پیام در آن قرار گرفت:
به لطف خدا و با دستور ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله خامنه ای(دامت برکاته) مبنی بر فعالیت بیشتر در بخش جنگ نرم و فضای سایبر ، افسران جنگ نرم سپاه سایبری جهاد مجازی وب سایت خواننده ملعونی بنام شاهین نجفی که در موسیقی و سرود هایش به اسلام ، مذهب تشیع ، جمهوری اسلامی ، مقام معظم رهبری و ملت عزیز ایران توهین و فحاشی می نمود و حامی سرکرده منافقین و اشرار داخل کشور (میر حسین موسوی) می باشد و ارتباطات بسیاری با منافقینی همچون احمد باطبی دارد را فتح نمودند.
شاهین نجفی خواننده رپ که از سال ۸۴ تاکنون با شبکه های معاند و بیگانه همکاری دارد در جدیدترین آلبوم خود ، آشکارا اقدام به توهین علیه حرم امام رضا (ع) کرد.
پوستر جدیدترین آلبوم شاهین نجفی با نام “نقی” در حالی منتشر شده است که در طراحی این پوستر سراسر توهین به حرم مقدس امام رضا (ع) است که این امر موجب واکنشهای منفی در این خصوص شده است.
شبکه BBC نیز در حمایت از این اقدام زشت برای سایتی که اولین بار این آهنگ را پخش نموده است جایزه ویژه در نظر گرفته است.
این خواننده ملعون که پس از ممنوع الصدا شدن در ایران به دلیل پخش موسیقی های زیرزمینی و مبتذل به آلمان مهاجرت نمود. وی در آلمان سرپرستی گروهی به نام «اینان» را نیز بر عهده داشت. وی سپس به گروه تپش ۲۰۱۲ پیوست.
گروه تپش ۲۰۱۲ با استفاده از ترانه های مبتذل و ایجاد جاذبه های جنسی، قبل از فتنه ۸۸ با گرایش مارکسیستی، بیانیه ای منتشر کردند که در آن از راه اندازی کمپین یکصد هزار امضا (!) در دفاع از حقوق بشر در ایران خبر داد ، تا با این وسبیله در بدنه دانشگاهی نفوذ نماید.
این خواننده در سال ۸۸، در آلبوم هایی جداگانه به توهین ولایت وفقیه و همچنین حمایت از فتنه گران پرداخته است.
شبکه تلویزیونی صدای آمریکا (VOA)
جمعه۲۲ اردیبهشت (May۱۱) گزارش داد: «پلیس آلمان اعلام کرد از جان “شاهین نجفی”
هنرمند ایرانی ساکن کلن، در برابر تهدید بنیادگرایان حفاظت خواهد کرد. شاهین نجفی
خواننده رپ ایرانی پس از اجرای ترانه ای به نام [...] از سوی تندروهای ایرانی به
مرگ تهدید شده و پایگاه خبری شیعه آنلاین برای کشتن وی یکصد هزار دلار جایزه تعیین
کرده است.»صدای آمریکا در ادامه افزود: «سخنگوی پلیس شهر کلن گفته است بخش امنیت
ملی اداره پلیس کلن تدابیر حفاظتی در مورد شاهین نجفی را تصویب کرده
است.
گفتنی است در حالی صدای آمریکا با حمایت از این خواننده مرتد، ادعا می کنند که شاهین نجفی قصد توهین به باور های دینی را نداشته است که وی در مصاحبه خود با شبکه دولتی بی بی سی فارسی توهین به مقدسات مسلمانان و شیعیان را رسالت خود دانسته و با وقاحت تمام می گوید: «من وقتی کاری را انجام می دهم به تبعات آن فکر نمی کنم و فقط رسالت خود را انجام می دهم»!!
به گزارش جام نیوز،وی همچنین در مصاحبه با بی بی سی در پاسخ به این سؤال که “آیا شما با کارهای خود به دنبال تابو شکنی نسبت به برخی مسائل هستید؟” با تأیید آن، گفت: «بله؛ بخشی از آن آگاهانه صورت می گیرد که من آن را انکار نمی کنم. بخش آگاهانه سوار بر بخش ناخودآگاه ذهن و شخصیت درونی من است. به این دلیل من همان چیز را می نویسم و اجرا می کنم که هستم.»
*… و تو نیز بدان ای کرکس ملعون! ما همگی مثل” مصطفی مازح ” که برای به درک واصل کردن سلمان رشدی شهید شد ، در کمین توهستیم . تا تو را راهی جهنم کنیم .
از 24 جمادی الثانی تا 3 رجب مطابق با 27 اردیبهشت تا 5 خرداد- به نام دهه هادویه در فضای اینترنت و... (چون دو نقل شهادت و یک نقل ولادت ایشان به همراه وفات فرزند ایشان سید محمد در این دهه می باشد.)

این بار بی مقدمه از سر شروع کرد
این روضه خوان پیر از آخر شروع کرد
مقتل گشوده شد همه دیدند روضه را
از جای بوسه های پیمبر شروع کرد
از تل دوید مرثیه قتلگاه را
از لا به لای نیزه و خنجر شروع کرد
از خط به خطّ مقتل گودال رد شد
با گریه ازاسیری خواهر شروع کرد
این جا چقدر چشم حرامی به خیمه هاست!
طاقت نداشت از خط دیگر شروع کرد
بر سر گرفت گوش عبا را و صیحه زد
از روضه ربودن معجر شروع کرد
برگشت ، روضه را به تمامی دشت برد
از ارباً ارباً تن اکبر شروع کرد
لب تشنه بود خیره به لیوان نگاه کرد
از التهاب مشک برادر شروع کرد
هی دست را شبیه به یک گاهواره کرد
از لای لایِ مادر اصغر شروع کرد
تیر از گلوی کودک من در بیاورید!
هی خواند و گریه کرد و مکرر شروع کرد
غش کرد روضه خوان نفسش در شماره رفت
مدّاحی از کناره منبر شروع کرد
:
ای تشنه لب حسین من ای بی کفن حسین!
دم را برای روضه مادر شروع کرد
یک کوچه باز کنید که زهرا رسیده است
مداح بی مقدمه از در شروع کرد
- هیزم می آورند حرم را خبر کنید-
این بیت را چه مرثیه آور شروع کرد
این شعر هم که قافیه هایش تمام شد
شاعر بدون واهمه از سر شروع کرد
نمیدونم جرا یهو دلم هوای حضرت زینب ( س ) رو کرد و خواستم از ایشون بگم و بنویسم
قصه زنى كه نذر كرده بود
در دوران اسارت خاندان امام حسین علیه السلام، یك روز زنى طبقى از طعام آورد و نزد حضرت زینب كبری گذارد.
آن حضرت فرمود: این چه طعامى است؟ مگر نمى دانى كه صدقه بر ما حرام است ؟
عرض كرد: اى زن اسیر، به خدا قسم صدقه نیست ، بلكه نذرى است كه بر من لازم است و براى هر غریب و اسیر مىبرم .
حضرت زینب (س) فرمود: این عهد و نذر چیست؟
عرض كرد: من در ایام كودكى در مدینه رسول خدا (ص) بودم و در آنجا به مرضى دچار شدم كه اطبا از معالجه آن عاجز آمدند. چون پدر و مادرم از دوستان اهل بیت بودند براى استشفا، مرا به خانهی امیرالمؤمنین (ع) بردند و از بتول عذرا، فاطمه زهرا(س) طلب شفا نمودند. در آن حال حضرت حسین (ع) نمودار شد. امیرالمؤ منین (ع) فرمود: اى فرزند، دست بر سر این دختر بگذار و از خداوند شفاى این دختر را بخواه ! پس دست بر سر من گذاشت و من در همان حال شفا یافتم و از بركت مولایم حسین (ع) تاكنون مرضى در خود نیافتم . پس از آن ، گردش لیل و نهار مرا به این دیار افكند و از ملاقات موالیان خود محروم ساخت . لذا بر خود لازم كردم و نذر نمودم كه هر گاه اسیر و غریبى را ببینم ، چندان كه مرا ممكن مىشود براى سلامتى آقایم حسین (ع) به آنها احسان كنم ، باشد كه یك مرتبه دیگر به زیارت ایشان نایل بشوم و جمال ایشان را زیارتكنم . آن زن چون سخن را بدین جا رسانید، زینب (س) صیحه از دل بر كشید و فرمود: یا امة الله ، همین قدر بدان كه نذرت تمام و كارت به انجام رسید و از حالت انتظار بیرون آمدى . همانا من زینب دختر امیرالمؤمنینم و این اسیران ، اهل بیت رسول خداوند مبین هستند و این هم سر حسین (ع) است كه بر در خانه یزید منصوب است. آن زن صالحه از شنیدن این كلام جانسوز، فریاد ناله بر آورد و مدتى از خود بیخود شد. چون به هوش آمد خود را بر روى دست و پاى ایشان انداخت و همى بوسید و خروشید و نالهی وا سیداه ، وا اماماه و وا غریباه به گنبد دوار رسانید و چنان شور و آشوب بر آورد كه گفتى واقعه كربلا نمودار شده است . سپس در بقیه عمر خود از ناله و گریه بر حضرت سیدالشهداء (ع) ساكت نشد تا به جوار حق پیوست.
سه بار بگو "یا زینب" و شفا بگیر
عالم بزرگ و مترجم زبر دست نهج البلاغه، مرحوم فیض الاسلام مى فرماید:
روزی به درد شكم گرفتار شدم و معالجه اطباء سودى نبخشید. براى استشفاء به اتفاق خانوادهام به كربلاى معلى مشرف شدیم . در آن جا هم سخت مبتلا گشتم . روزى دوستى از زائرین در نجف اشرف ، من و گروهى را به منزلش دعوت نموده ، با اینكه رنجور بودم ، رفتم . در بین گفت و گوهاى گوناگون ، یكى از علماء كه در آن مجلس حضور داشت ، فرمود: «پدرم مى گفت : هر گاه حاجت و خواستهای دارى ، خداى تعالى را سه بار به نام عُلیا حضرت، زینب كبرى (س ) بخوان، بى شك، خداى عز و جل خواستهات را روا مى سازد».
از این رو من چنین كرده ، شفا و بهبودى بیمارى خود را از خداى تعالى خواستم ، و علاوه بر آن نذر نموده و با پروردگارم عهد و پیمان بستم كه اگر از این بیمارى بهبودى یافت، كتابی در احوال سیده معظمه بنویسم تا همگان از آن بهرهمند گردند. پس از زمان كوتاهى شفا یافتم . اما از بسیارى كارها و نوشتن و چاپ و نشر كتاب و ترجمه و خلاصه تفسیر قرآن عظیم به نذر خویش وفا ننمودم ، تا اینكه روزی یكى از دخترانم مرا آگاه ساخت كه به نذرم وفا ننموده ، من هم از خداى عز اسمه توفیق و كمك خواسته ، به نوشتن آن شروع نمودم و آن را كتاب "ترجمه خاتون دو سرا" سیدتنا المعصومة ، زینب الكبرى - ارواحنا لتراب اقدامهاالفداه – نامیدم.
گریه امام زمان بر اسیرى زینب(س)
حاج ملا سلطانعلى، كه از جمله عابدان و زاهدان بود، مى گوید:
در خواب به محضر مبارك امام زمان (ع) مشرف شدم ، عرض كردم : مولاى من ! آنچه در زیارت ناحیه مقدسه ذكر شده است كه فَلَاندبَنَّكَ صَباحاً وَ مَساءً وَ لَاَبكِیَّنَ عَینُك بَدَلَ الدُموعِ دَماً صحیح است؟
فرمود: آرى!
گفتم: آن مصیبتى كه در سوگ آن، به جاى اشك خون گریه مىكنید، كدام است؟ آن مصیبت على اكبر است؟
فرمود: نه! اگر على اكبر زنده بود، او هم در این مصیبت، خون گریه مىكرد!
گفتم : آیا مقصود مصیبت حضرت عباس (ع) است؟
فرمود: نه! بلكه اگر حضرت عباس هم در قید حیات بود، او نیز در این مصیبت خون گریه مىكرد!
عرض كردم: آیا مصیبت حضرت سیدالشهداء (ع) است؟
فرمود: نه! اگر حضرت سید الشهداء (ع) هم بود، در این مصیبت خون گریه مىكرد!
پرسیدم: پس این كدام مصیبت است؟
فرمود:
مصیبت اسیری عمهام زینب (س) است.
تل زینبیه و خیمه گاه در کربلا
14 صلوات تقدیم کنیم به بانوی مظلومه،نائبه الزهرا،عاقله ،زاهده،زینب کبری سلام الله علیها
السلام علیک یا بنت نبی الرحمه ، یا فاطمه الزهرا
میلاد پر شکوه دختر رسول خدا و سرور زنان دو عالم ، حضرت فاطمه سلام الله علیها مبارک باد.
اسلام منزوى بود، و مسلمانان اندك نخستین، شدیداً تحت فشار .
محیط مكه بر اثر شرك و بت پرستى و جهل و خرافات و جنگهاى قبایل عرب و حاكمیت زور و بینوایى توده هاى مردم، تیره و تار بود.
پیامبر(صلی الله علیه و آله) به آینده مى اندیشید، آینده اى درخشان از پشت این ابرهاى سیاه و ظلمانى، آینده اى كه با توجه به اسباب عادى و ظاهرى بسیار دوردست و شاید غیر ممكن بود.
در همین سال حادثه بزرگى در زندگى پیامبر رخ داد، به فرمان خدا براى مشاهده ملكوت آسمانها به معراج رفت، و به مصداق «لنریه من آیاتنا الكبرى» آیات عظیم پروردگار در پهنه بلند آسمان را با چشم خود دید، و روح بزرگش بزرگتر شد، و آماده پذیرش رسالتى سنگین تر، توأم با امید بیشتر .
در روایتى از اهل سنت و شیعه - كه هر دو بر آن تأكید دارند - مى خوانیم: پیامبر(صلی الله علیه و آله) در شب معراج از بهشت عبور مى كرد، جبرئیل از میوه درخت طوبى به آن حضرت داد، و هنگامى كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) به زمین بازگشت نطفه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از آن میوه بهشتى منعقد شد.
لذا در حدیث مى خوانیم كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) فاطمه (سلام الله علیها) را بسیار مى بوسید، روزى همسرش عایشه بر این كار خرده گرفت، كه چرا این همه دخترت را مى بوسى؟!
پیامبر(صلی الله علیه و آله) در جواب فرمود:
«من هر زمان فاطمه را مى بوسم، بوى بهشت را از او استشمام مى كنم.»
و به این ترتیب این مولود بزرگ از عصاره پاك میوه هاى بهشتى و از پدرى همچون پیامبر(صلی الله علیه و آله)، و مادر ایثارگر و فداكارى همچون «خدیجه» در روز بیستم جمادى الثانى گام به دنیا نهاد، و طعن و سرزنشهاى مخالفین كه پیامبر را بدون «نسل جانشین» مى پنداشتند، همگى نقش بر آب شد، و به مضمون سوره «كوثر» فاطمه زهرا چشمه جوشان براى ادامه دودمان پیامبر و ائمه هدى و خیر كثیر در طول قرون و اعصار، تا روز قیامت شد.
این بانوى بهشتى نامهایی داشت كه هر كدام از دیگرى پر معنى تر بود: 1- فاطمه، 2- صدیقه، 3- طاهره، 4- مباركه، 5- زكیه، 6- راضیه، 7- مرضیه، 8- محدثه، 9- زهرا و هر یك بیانگر اوصاف و بركات وجود پربركت او است.
همین بس كه در نام معروفش «فاطمه» بزرگترین بشارت براى پیروان مكتبش نهفته است، چرا كه «فاطمه» از ماده «فطم» به معنى جدا شدن، یا باز گرفتن از شیر است، و طبق حدیثى كه از پیامبر گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) روایت شده به امیر مؤمنان على(علیه السلام) فرمود:
«مى دانى چرا دخترم، فاطمه نامیده شد؟
عرض كرد: بفرمائید.
فرمود: براى آن كه او و شیعیان و پیروان مكتبش از آتش دوزخ باز گرفته شده اند!»
از میان نامهاى او نام «زهرا» نیز درخشندگى و فروغ خاصى دارد، از امام صادق(علیه السلام) پرسیدند: چرا فاطمه را «زهرا» مى نامند؟
فرمود: «زیرا زهرا به معنى درخشنده است و فاطمه چنان بود كه چون در محراب عبادت مى ایستاد، نور او براى اهل آسمانها پرتو افكن مى شد، همانگونه كه نور ستارگان براى اهل زمین [پرتو افكن است ]، لذا زهرا نام نهاده شد.»
هنگامى كه خدیجه زنى با شخصیت و معروف به بزرگى بود، با پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) ازدواج كرد زنان مكه با او قطع رابطه كردند، و گفتند: او با جوان تهیدست و یتیمى ازدواج كرده و شخصیت خود را پائین آورده است!
این وضع همچنان ادامه یافت تا این كه خدیجه باردار شد و جنینش كسى جز فاطمه زهرا نبود.
به هنگام وضع حمل به سراغ زنان قریش فرستاد و از آن ها خواست كه در این ساعات حساس و پردرد و رنج به یارى او بیایند و تنهایش نگذارند، اما او با این پاسخ سرد و دردآلود روبرو شد كه:
«تو سخن ما را گوش نكردى، با یتیم ابوطالب كه مالى نداشت ازدواج نمودى، ما نیز به كمك تو نخواهیم شتافت!»
خدیجه با ایمان، از این پیام زشت و بى معنى سخت غمگین شد، اما در اعماق دلش نور امیدى درخشید كه خدایش او را در این حال تنها نخواهد گذاشت.
لحظات سخت و بحرانى وضع حمل آغاز شد، او در محیط خانه تنها بود، و زنى كه او را كمك كند وجود نداشت، قلب او فشرده تر مى شد، و امواج خروشان بى مهریهاى مردم روح پاكش را آزار مى داد.
ناگهان برقى در افق روحش درخشید، چشم بگشود و چهار زن را نزد خود دید، سخت نگران شد. یكى از آن چهار زن صدا زد:
نترس و غمگین مباش. پروردگار مهربانت ما را به یارى تو فرستاده است ما خواهران توایم.
من ساره ام!
و این یك آسیه همسر فرعون است كه از دوستان تو در بهشت خواهد بود.
آن دیگری مریم دختر عمران، و این چهارمى را كه مى بینى دختر موسى بن عمران، كلثوم است!
ما آمده ایم كه در این ساعت یار و یاور تو باشیم.
و نزد او ماندند تا فاطمه بانوى اسلام دیده به جهان گشود.
آرى به مصداق:
ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائكة الا تخافوا ولاتحزنوا»؛ كسانى كه بگویند پروردگار ما الله است، فرشتگان بر آن ها نازل مى شوند و مى گویند نترسید و اندوهى به خود راه ندهید.»
در اینجا نیز علاوه بر فرشتگان، ارواح زنان با شخصیت جهان به یارى خدیجه با ایمان و پر استقامت شتافتند.
تولد این مولود خجسته آنچنان پیامبر(صلی الله علیه و آله) را خشنود كرد كه زبان به مدح و ثناى پروردگار گشود، و زبان بدخواهان كه او را ابتر مى خواندند، براى همیشه كوتاه شد.

خداوند مژده این مولود پربركت را در سوره كوثر به پیامبرش داد و فرمود:
انا اعطیناك الكوثر، فصل لربك وانحر، ان شانئك هو الابتر»؛ ما سرچشمه جوشان خیر كثیر را به تو بخشیدیم، اكنون كه چنین است، براى پروردگارت نماز بجاى آور و تكبیر گو! مسلماً دشمن تو، ابتر است!

فاطمه (س) در نگاه حضرت مهدی (س)
حضرت مهدی (عج ) که جهان را با ظهور و احکام نورانی خود متحول می کند و عدالت را در تمام زمین حاکم می گرداند فرموده اند که : دختر رسول خدا برای من سرمشق و الگوی نیکویی است . حضرت مهدی (عج ) حضرت فاطمه زهرا را الگو و اسوه خود در رفتار و برنامه حکومتی خود می داند .
افتخار جهان هستی
روز پر افتخار ولادت زنی است که از معجزات تاریخ و افتخارات عالم وجود است.
تسبیحات فاطمه زهرا بهترین تعقیبات نماز
"و ازجمله تعقیبات شریفه، تسبیحات صدیقه طاهره (س) است که رسول خدا(ص) ، آن را به فاطمه (س) عطا فرمود. از حضرت صادق (ع) مرویست که این تسبیحات در هر روز، در تعقیبات هر نمازی پیش من محبوب تر است ازهزار رکعت نماز در هر روز.
فاطمه (س) تجلی کمال است.
" تمام هویت انسانی در او جلوه گر است. "
" تمام ابعادی که برای زن و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا(س) جلوه کرده و بوده است. "
"یک انسان به تمام معنی انسان، تمام نسخه انسانیت ، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان، ... تمام حیثیت زن، تمام شخصیت زن ، فردا[ روز میلاد] موجود شد."
"تمام هویت های کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد، تمام، در این زن است."
افتخار پیروان او
"برای زن ها کمال افتخار است که روزتولد حضرت صدیقه را روز زن قرار داده اند، افتخار است و مسؤولیت."
بارها گفت محمد که علی جان من است ، هم به جان علی و جان محمد صلوات
اهدا می کنیم به ارواح ملکوتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، ائمه اطهار علیهم السلام ، همه شهدا از صدر اسلام تا کنون ، امام شهدا و جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
شهدا شرمنده ایم
چفیه هاتان را به دست فراموشی سپردیم و وصیت نامه هایتان را نخوانده رها کردیم .
پلاکهایتان را که تا دیروز نشانی از شما بود امروز گمنام مانده است .
کسی دیگر به سراغ سربندهایتان نمی رود
دیگر کسی نیست که در وصف گلهای لاله و شقایق شاعرانه ترین احساسش را بسراید و بگوید :
چرا آلاله آنقدر سرخ است
چرا کسی نپرسید مزار حاج حسین بصیر کجاست
و چرا شهید محمدرضا در قبر خندید...

چرا وقتی که گفتیم :
یک گردان که همگی سربند یا حسین (ع ) بسته بودند شهید شدند کسی تعجب نکرد
چرا وقتی گفتند :
تنی معبر عبور دیگران از میدان مین شد شانه ای نلرزید
چرا هیچ کس نپرسید : به کدامین گناه هفتاد پاسدار را در شهر پاوه سربریدند
وقتی که گفتیم بعد از پانزده سال پیکر شهیدی را سالم از زیر خاک بیرون آوردند کسی تعجب نکرد
ولی با نام حقوق بشر حق را پایمال کردند.
چرا نمی دانیم شیمیائی چیست و زخم شیمیایی چقدر دردناک است
شاید ما نیز از تاولهای بدنشان می ترسیم که روزی بترکد و ما نیز شیمیائی شویم .
شاید اگر رنج آنها را می دیدیم درک می کردیم که چطور میشود یک عمر با درد زیست
نمیدانم که چرا کسی نپرسید چگونه خدا خرمشهر را آزاد کرد !!
ای شهیدان ما بعد از شما هیچ نکردیم .
آن ندای یا حسین (ع ) که ما را به کربلا نزدیک و نزدیکتر می کرد دیگر بگوش نمی رسد.
یادتان هست که به دختران این کشور گفتید سرخی خونمان را به سیاهی چادرتان به امانت می دهیم .
آیا دختران ما امانت دار خوبی بودند و خونتان را فرش راه رهگذران نکردند .
یادتان هست هنگامی که گفتید :
رفتیم تا آسمانی شویم و شما بمانید و بگوئید که بر یاران خمینی (ره ) چه گذشت .
رفتید ولی یادمان رفت که حتی یادمانتان را در یک هفته برگزار کنیم .
جایتان خالی اینجا عده ای فرهنگ شهادت را خشونت طلبی می نامند و شهید را خشونت طلب
وقتی حکایت شما را گفتیم فقط پچ پچی سر دادند و رفتند تا صلح را در کتاب جنگ و صلح تولستوی جستجو کنند.
رفتند تا با نام شهید کیسه بدوزند ولی نفهمیدند که چطور بسیجیان همپای امامشان جام زهر را نوشیدند و چقدر سخت بود.
دیگر کسی نیست تا قلب رهبر امت را شاد کند.
عده ای مصلحت دیدند که مقابل توهین به اسلام و شهید سکوت کنند ولی ما مصلحت خویش را در خون رقم زدیم .
راست گفته اند :
که بهشت را به بها میدهند نه به بهانه و ما عمری است که بهانه بهشت را میگیریم .
آری بسیجیان !! میدانم که از آن روزی که تمام شهیدان را بدرقه کردید و برگشتید دلهایتان را در سنگرها جا گذاشتید , میدانم که هنوز هم دلهایتان هوای خاکریزهای جنوب را می کند و می دانم که دیگر کسی از بسیج نمی گوید , ولی بدانید که تا شما هستید ما می توانیم از همت بشنویم و از خاطرات حسین خرازی لذت ببریم و پای صحبت مادر سه شهید محمدزاده بنشینیم , تا شما هستید میدانم که رهبر تنها نیست و تا شما هستید تنها عشق , تنها میداندار این عرصه است .
امروز کسانی از شهیدان سخن می گویند که از دیدن فشنگ نیز واهمه دارند.
کسانی دم از شهادت می زنند که با شنیدن صدای آژیر تا کفشهایشان زرد می شود
ولی در میدان عمل جز سکوت چیزی از آنها نمی بینی .

ما ماندیم تا امروز از آنان بگوییم و فریاد برآوریم « ما از این گردنه آسان نگذشتیم ای قوم »
ما ماندیم که نه یک هفته بلکه سالهای سال از آنان بگوییم . چرا که خون آنان است که می تپد.
و یادمان نرود که اگر امروز در آسایش زندگی می کنیم مدیون آنانیم .
مدیون حماسه هایی که آنان آفریدند.
یادمان نرود که ما هنوز باید جواب بدهیم که « بعد از شهدا چه کردیم »

قبل دیدن کلیپ لطفا نوای وب رو از پایین صفحه قطع کنید ... با تشکر
تفحص 22شهید در معراج شهدا _ باحضور مادر شهید كلهر _ عید 91
به دلیل درخواست بسیاری از دوستان و همکاران محترم وبلاگ نویس این پست که در تاریخ 8بهمن 90 گذاشته شده بود دوباره به روز شد تا دیگر عزیزان استفاده کنند ....
با تشکر : مدیر وبلاگ

بازگو کردن خاطره تاثیر برانگیز و واقعی شفا یافتن حاج ماشالله خدادپور اهل و ساکن کرمان توسط امام حسین (ع) و ابوالفضل (ع) به زبان خودشون در بیت الرضای بافق یزد
خواهشا با حوصله ببینید............
ایشون هنوز حضور دارن و هستند و هرسال مراسم عزاداری ابا عبدالله (ع) رو به نحو احسنت برگزار میکنند و امسال هم این افتخار نصیب بنده و دیگر دوستان شد تا در این مراسم زیبا و پر از معنویت شرکت کنیم...
خواهش میکنم قبل از دیدن کلیپ صدای صوت مداحی رو در پایین صفحه وبلاگ قطع کنید و لطفا نظراتتون رو بگذارید و ما رو در این راه یاری نمایید ..
با تشکر : مدیر وبلاگ
هیئت مذهبی علمدار کرمان
وفات حضرت ام البنین مادر حضرت عباس به تمامی مسلمین تسلیت باد


ام البنین، مادر پسرانِ علی علیهالسلام ، بعد از عمری تلاش، شکیبایی و استقامتْ با اهدای چهار فرزند رشید به پیشگاه مولایش، حسین بن علی علیهالسلام ، با دلی مالامال از محبت و عشق، راهی دیار دوست شد و در بقیع، آرامگاهِ خوبان، در جوار دیگر فرزند زهرا علیهاالسلام برای همیشه رحل اقامت افکند.
نام و مشخصات
نامش فاطمه و کنیهاش امُّ البنین (مادر پسران) است. پدرش حِزام، و مادرش ثمامه یا لیلاست. همسرش علیبن ابیطالب علیهالسلام و فرزندانش عباس علیهالسلام ، عبداللّه، جعفر و عثمان هستند که هر چهار نفرْ در سرزمین کربلا و در رکاب امام حسین علیهالسلام به شهادت رسیدند. آرامگاه وی در مدینه منوّره و قبرستان بقیع است.
ولادت ام البنین علیهاالسلام
در مورد تاریخ دقیق ولادت حضرت ام البنین اطلاعی در دست نیست و تاریخنگارانْ سال ولادت او را ثبت نکردهاند، ولی یاد آور شدهاند که تولد پسر بزرگ ایشان، حضرت ابوالفضل علیهالسلام ، در سال ۲۶ ق اتفاق افتاده است.
برخی از تاریخنگارانْ زمان ولادت ایشان را در حدود پنج سال پس از هجرت تخمین میزنند.
بانویی از تبار دلاوران عرب
تاریخ گواهی میدهد که پدران و داییان حضرت امالبنین از دلیران عربِ پیش از اسلام بوده و از آنها به هنگام نبرد، دلیرْمردیهای فراوانی نقل شده است که در عین شجاعتْ بزرگ و پیشوای قوم خود نیز بودهاند، آنچنان که حاکمان زمانْ در برابرشان سرتسلیم فرود میآورند. اینان همانان هستند که عقیل ـ نسبْشناس بزرگ عرب و برادر علی علیهالسلام ـ به امیرالمؤمنین علیهالسلام گفت: «در میان عرب از پدرانش شجاعتر و قهرمانتر یافت نمیشود».
انتخاب ام البنین علیهاالسلام برای همسری علی علیهالسلام
بعد از شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام ، علی بن ابیطالب علیهالسلام برادرش عقیل را ـ که آشنا به علم نسبشناسی عرب بود ـ فرا خواند و از او خواست که برایش همسری از تبار دلاوران برگزیند تا پسر دلیری برای مولا به ارمغان آورد.
عقیل، فاطمه کلابیه را برای حضرت برگزید که قبیله و خاندانش، بنی کِلاب، در شجاعت بیمانند بودند، و حضرت علی علیهالسلام نیز این انتخاب را پسندید.
خواستگاری از ام البنین علیهاالسلام
بعد از این که عقیل شجرهنامههای اَعراب را بررسی و امالبنین را انتخاب کرد، حضرت علی علیهالسلام ، او را نزد پدر امالبنین فرستاد. پدرخشنود از این وصلت مبارک، نزد دختر خود شتافت و موضوع را در میان گذاشت. ام البنین نیز با سربلندی و افتخارْ پاسخ مثبت داد و پیوندی همیشگی بین وی و مولای متقیان علی بن ابیطالب علیهالسلام برقرار شد.
امام علی علیهالسلام ، در همسرش عقلی سترگ، ایمانی استوار، آدابی والا و صفاتی نیکو مشاهده کرد و او را گرامی داشت و از صمیم قلب در حفظ حُرمت او کوشید.
اولین روز زندگی مشترک
روز اولی که ام البنین علیهاالسلام پا در خانه علی علیهالسلام گذاشت، حسن و حسین علیهماالسلام مریض بوده و در بستر افتاده بودند. عروس تازه ابوطالب، به محض آنکه وارد خانه شد، خود را به بالین آن دو عزیز عالم وجود رسانید و همچون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت.
وقتی غمِ زهرا، شد همدم مولا *** تو آمدی ای گل، در خانه گلها
بر دربِ حریمِ، کاشانه نشستی *** یعنی که کنیزِ، این خانه تو هستی
تغییر نام
فاطمه کلابیه، بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک با علی علیهالسلام ، به امیرالمؤمنین پیشنهاد کرد که به جای «فاطمه»، که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را ام البنین صدا زند تا فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام از ذکر نام اصلی او توسط پدرشان، به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا علیهاالسلام نیفتند و در نتیجه، خاطرات گذشته، در ذهن آنها تداعی نگردد و رنج بیمادری آنها را آزار ندهد.
محبت بیدریغ ام البنین علیهالسلام به فرزندان زهرا علیهاالسلام
امالبنین بر آن بود که، در زندگی جای خالی حضرت زهرا علیهاالسلام را برای فرزندان ایشان پر کند؛ مادری که در اوج شکوفایی پژمرده شد و آتش به جان فرزندان خردسال زد: فرزندان فاطمه زهرا علیهاالسلام در وجود این بانوی پارسا، مادر خود را میدیدند و رنج فقدانِ مادر را کمتر احساس میکردند.
امالبنین علیهاالسلام ، فرزندان دختر گرامی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را بر فرزندان خود مقدّم میداشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان میکرد و آن را فریضهای دینی میشمرد؛ زیرا خداوند متعال در کتاب خود، همگان را به محبت آنان دستور داده است.
فرزندان امالبنین علیهاالسلام
ثمره زندگی مشترک ام البنین علیهاالسلام با حضرت علی علیهالسلام ، چهار پسر بود که به دلیل داشتن همین پسران، او را امالبنین، یعنی مادر پسران میخواندند. نام فرزندان ایشان به ترتیب عبارتند از: قمربنیهاشم حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام ، عبداللّه، جعفر و عثمان.
فرزندان ام البنین همگی در کربلا به شهادت رسیدند و نسل ایشان از طریق عُبیداللّه فرزند حضرت ابوالفضل علیهالسلام ادامه یافت.
مادر چهار شهید
با شهادت چهار فرزند امالبنین علیهاالسلام در کربلا، این بانوی شکیبا، به افتخار مادر شهیدان بودن نائل آمد و درکنار همسر شهید بودن، افتخاری دیگر بر صفحه افتخاراتش افزوده شد.
وقتی خبر شهادت فرزندانش به او رسید، سرشک اشک از دیده فرو ریخت و با روحیهای قوی در اشعاری گفت: «ای کسی که فرزند رشیدم عباس را دیدی که همانند پدرش بر دشمنان تاخت، فرزندان علی علیهالسلام همه شیران بیشه شجاعتند. شنیدهام بر سر عباس عمود آهنین زدند، در حالی که دستهایش را قطع کرده بودند؛ اگر دست در بدن پسرم بود، چه کسی میتوانست نزد او آید و با او بجنگد؟»
فرزندانم به فدای حسین علیهالسلام
امالبنین بَشیر را دید که فرستاده امام سجاد علیهالسلام بود و به مدینه آمده بود تا مردم را از ماجرای کربلا و بازگشت کاروان امام حسین علیهالسلام با خبر سازد. به او فرمود: ای بشیر! از امام حسین علیهالسلام چه خبر داری؟ بشیر گفت: خدا به تو صبر دهد که عباس تو کشته گردید. امالبنین فرمود: از حسین علیهالسلام مرا خبر ده!
بشیر خبر شهادت بقیه فرزندان او را هم اعلام کرد، ولی امالبنین پیوسته از امام حسین علیهالسلام خبر میگرفت و میگفت: فرزندان من و آنچه در زیر آسمان است، فدای حسینم باد.
چون بشیر خبر شهادت امام حسین علیهالسلام را به آن حضرت داد، صیحهای کشید و گفت: ای بشیر! رگ قلبم را پاره کردی و سپس صدا به ناله و شیون بلند کرد.
این علاقه او به امام حسین علیهالسلام دلیل کمال معنویت اوست که آن همه ایثار را در راه مقام ولایت فراموش کرد و تنها از رهبرش سخن به میان آورد.
ام البنین، پاسدار خاطره عاشور
از ویژگیهای بسیار مهم ام البنین، توجه به زمان و مسائل مربوط به آن است. وی پس از واقعه عاشورا، از مرثیهخوانی و نوحهسرایی استفاده کرده تا ندای مظلومیت کربلاییان را به گوش نسلهای آینده برساند. ایشان هر روز به همراه پسرِ حضرت عباس علیهالسلام ، عبیداللّه که همراه مادرش در کربلا حضور داشت و سند زندهای برای بیان وقایع عاشورا بود، به بقیع میرفت و نوحه میخواند.
او با این اشعار، هم حماسه کربلا را بازگو و هم در قالب عزاداریْ به حکومت وقت نوعی اعتراض میکرد و مردم را که اطراف او جمع میشدند، از جنایات بنیامیه، آگاه مینمود.
سفارش به دفاع از ولایت
هنگامی که امام حسین علیهالسلام آهنگ ترک مدینه و تشرف برای حج و به دنبال آنْ هجرت به سوی عراق کرد، ام البنین علیهاالسلام به همراهان امام حسین علیهالسلام چنین سفارش میکرد: «چشم و دل مولایم امام حسین علیهالسلام و فرمانبردار او باشید».
امالبنین علیهاالسلام ، واسطه فیض الهی
امالبنین، همسر علی علیهالسلام و مادر سردار کربلا، نزد مسلمانان جایگاهی ویژه دارد، چون نزد خداوند از مقام و منزلتی والا برخودار است، و این مقامْ به واسطه تقدیم خالصانه فرزندان در راه خدا و استواری و عبودیت ایشان است. از اینرو، مؤمنانِ حاجتمند و دردمند او را به درگاه حضرت باری تعالی شفیع و واسطه قرار میدهند، و غم واندوهشان را با زیارت مزار آن بانو میزدایند.
اهل بیت علیهمالسلام و ام البنین علیهاالسلام
محبت بیشائبه ام البنین در حق فرزندان رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و فداکاری فرزندان وی در راه سیدالشهدا، در تاریخ بیپاسخ نماند. اهل بیت علیهمالسلام هم در احترام و بزرگداشت وی کوشیدند و بسیار از او قدردانی کرده، او را سپاس گفتند.
زینب کبری علیهاالسلام پس از رسیدن به مدینه، به محضرش شتافت و شهادت فرزندانش را به او تسلیت گفت. ایشان همچنین در مناسبتهای دیگر مثل عیدها، برای ادای احترام، به محضر ام البنین علیهاالسلام مشرّف میشد.
سخن بزرگان در بیان فضایل امالبنین علیهاالسلام
عالم جلیلالقدر، زینالدین عاملی، شهید ثانی درباره حضرت امالبنین علیهاالسلام میگوید: «امالبنین از بانوان با معرفت و پر فضیلت بود. نسبت به خاندان نبوت، محبت و دلبستگی خالص و شدید داشت و خود را وقف خدمت به آنها کرده بود. خاندان نبوت نیز برای او جایگاه والایی قائل بودند و به او احترام ویژه میگذاشتند.» همچنین علامه سید محسن امین میگوید: «ام البنین علیهاالسلام ، شاعری خوشبیان و از خانوادهای اصیل و شجاع بود.» علی محمد علی دُخَیِّل، نویسنده معاصر عرب در وصف این بانوی بزرگوار مینویسد: «عظمت این زن (ام البنین) در آنجا آشکار میشود که وقتی خبر شهادت فرزندانش را به او میدهند، به آن توجه نمیکند، بلکه از سلامت حضرت امام حسین علیهالسلام میپرسد؛ گویی امام حسین علیهالسلام فرزندِ اوست نه آنان».
روزهای آخر
زندگی سراسر مهر و عاطفه و مبارزه امالبنین علیهاالسلام ، رو به پایان بود. او به عنوان همسر شهید، رسالت خویش را به خوبی به پایان رسانید و فرزندانی تربیت کرد که فداییِ ولایت و امامت بودند.
او، بعد از زینب کبری علیهاالسلام دار فانی را وداع گفت، ولی تاریخنگاران سال ارتحال او را متفاوت نگاشتهاند، به طوری که عدهای آن را سال ۷۰ ق بیان کردهاند و عده دیگری تاریخ وفات آن مادر فداکار را، سیزدهم جمادی الثانی سال ۶۴ ق دانستهاند که نظر دوم از شهرت بیشتری برخوردار است. امالبنین را در بقیع، در جوار امام حسن مجتبی علیهالسلام ، فاطمه بنت اسد علیهاالسلام و دیگر شخصیتهای اسلامیِ مدفون در آنجا به خاک سپردند.
در رثای ام البنین علیهاالسلام
اینجا مزار فاطمه علیهاالسلام ، ام البنین است *** یا مادری غمدیده

بقیع رفته ها!
به مجرد اینکه وارد قبرستان بقیع می شی -اون دست راست کنار قبر فاطمه ام البنین ناله کردید
اونایی که نرفتید
تذکره اشو ایشالله بگیرید آمین
اینجا نهاده سر به خاک غربت و غم *** مظلومهای کز مرگ گلهایش غمین است
در دامنش پرورده سرداری چو عباس *** آری چنین زن، مادری شیرآفرین است
شد جان او آزرده از رنج زمانه *** بر سینهاش چون لاله داغی آتشین است
بخشی از زیارت نامه ام البنین علیهاالسلام
سلام بر تو ای همسر جانشین رسول اللّه علیهالسلام ؛
سلام بر تو که محبوب زهرایی؛
سلام بر تو ای مادر ماههای درخشان؛
خدا و رسولش را گواه میگیرم که تو با اهدای فرزندانت و قربانیکردن آنها در راه آرمانهای حسین علیهالسلام جهاد نمودی؛
گواهی میدهم که تو یار و یاور امام علی بن ابیطالب علیهالسلام در سختیها، مشکلات و مصیبتها بودهای ؛
گواهی میدهم که به خوبی از عهده سرپرستی و نگهداری فرزندان زهرای اطهر علیهاالسلام و ادای امانت ایشان برآمدی؛
تو در نزد خداوند از مقام و منزلت بالایی برخورداری؛ سلام بر تو و بر فرزندان شهیدت!
سلام بر مادر پسران
السلام ای گوهر دریای عشق *** السلام ای لاله صحرای عشق
السلام ای مظهر صبر و وفا *** السلام ای زوجه شیر خدا
السلام ای باغبان لالهها *** ای به حیرانت همه آلالهها
خواندهای خود را کنیز فاطمه علیهاالسلام *** دادهای درس محبت بر همه
*** *** *** *** *** ***
مادر غریب
کسی که غم به دلش کرده آشیانه منم *** شرار درد به جانش کشد زبانه، منم
کسی که مادر خوشبخت روزگاران است *** ولیک تیر بلا را بود نشانه، منم
کسی که همسریِ با علی بُود فخرش *** ولیک غم زده بر هستیاش زبانه، منم
کسی که سیده امالبنین بود نامش *** ولیک مانده از این نام بینشانه منم
شدم غریب پس از عون و جعفر و عباس *** کسی که بار غریبی کشد به شانه منم
کسی که چار پسر بوده حاصل عمرش *** که از شهادتشان خورده تازیانه منم
غریب دشتِ بلا را، دریغ مادر نیست *** کسی که گریه بر او کرده مادرانه، منم
6 اردیبهشت 91 شهادت بانو دو عالم تسلیت باد
شهادت بانوی دو عالم، نور چشم رسول گرامی اسلام،
حضرت فاطمه زهرا تسلیت باد.

شبیه شمع چكیدن به تو نمی آید
و مرگ را طلبیدن به تو نمی آید
خودت بگو كه مگر چند سال داری تو؟
جوان شهر خمیدن به تو نمی آید
فقط بلند نشو ، چون كه زود می افتی
بدون بال ، پریدن ، به تو نمی آید
تلاش كن كه دو چشمی مرا نگاه كنی
چنین ندیدن و دیدن به تو نمی آید
تكان نخور قفس ِ سینه ات تكان نخورد
نفسْ بلند كشیدن به تو نمی آید
بمان كه دخترمان را خودت عروس كنی
به آرزو نرسیدن به تو نمی آید

بیدادگری شیوه مرضیه نمی شد این شهر اگر دادرس دادگری داشت
کلید عالم بدست حضرت زهراست همه مشکلات بدست حضرت زهرا حل می شوند تجربه شده هرکس ۵۳۰ مرتبه بگوید «الهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنی ها بعدد ما احاط به علمک» حاجت می گیرد یک یا زهرا بگوید حاجت می گیرد بی برو برگرد هم ندارد ولی باید با توجه باشد ببین آقا ما شماره تلفن را به شما دادیم بالاخره آنقدر می گیریم تا بگیرد این ارتباطات اینجوریه دل ما باید متصل شود دل ما متصل شود حاجت گرفتیم ما هم حاجت فراوان داریم بزرگترین حاجت ما هم معرفت می باشد بهترین حاجت ما فرج آقا امام زمان می باشد برای جامعه مون و برای خودمون معرفت می باشد که خدا عنایت کند ما به این خاندان معرفت پیدا کنیم تمام این درس ها و بحث ها اگر نتیجه اش شناخت و معرفت انسان باشد ارزش دارد نه اینکه انسان را در حد یک موجود بشناسند انسان را بشناسد بعنوان حی خداخواه ، انسان یعنی حیوان خداخواه البته حیوان هم تعبیر خوبی نیست بقیه هم در هر مرحله علمی هم باشند و هرکجا بروند انسان نیستند و فردا که قرار باشد از این عالم برویم همه پشیمان خواهند بود مگر کسانی که رویشان به خداست و با خدا ارتباط دارند.
فاطمه زهرا ام ابیهاست مادر عالم می باشد حالا شاید من بگویم من که آلوده ام چطور فاطمه مادر من می باشد؟چطور به او بگویم مادر؟اگر آدم آلوده باشد به مادرش نمی گوید مادر؟ مادر یعنی ام و ام هم یعنی پناه و فاطمه پناهگاه عالم می باشد ، امام باقر(ع) می فرمایند ما امامان در گرفتاریها به مادرمون فاطمه زهرا(س) متوسل می شویم. پیغمبر خدا ، عقل کل ، صادر نخستین ، نیر اعظم و خاتم انبیاء ضعف و ناتوانی در وجودش پیدا گردیده آمده و به فاطمه زهرا(س) پناه آورده است پیغمبر پناه آورده است به فاطمه زهرا(س) ، متاسفانه مقام حضرت زهرا را نمی دانیم .
چطور اجازه داده اند ما اسم حضرت زهرا (س) را بر زبان جاری کنیم ؟!
به خودخود خدا اگر تمام عالم را جواهر بدهیم تا اسم حضرت زهرا (س)بر زبان جاری کنیم ،چیزی نداده ایم و کم است .
از حضرت فاطمه زهرا (س) بخواهیم شیعه و پیرو شویم.
تمام وجود پیامبر اکرم (ص) فاطمه زهرا (س)است به دلیل :

ادامه مطلب


